کوه زَردَه میلاس و مِلِه بویی میلاس؛ دو خواهر جاودانه در میلاسِزاگرس

عکس:زهرا محمدی میلاسی
کوه زَردَه میلاس و مِلِه بویی میلاس؛ دو خواهر جاودانه در میلاسِزاگرس
🔹در فرازِ تنگه میلاس، دو خواهرِ استوار، «کوه زَرده میلاس» و «مِلِه بویی میلاس»، شکوهمند و جاویدان ایستادهاند، همچون دو نگینِ بیهمتا بر تاج سرزمینِ لُر.
🔹سینهی «مِلِه بویی میلاس» راز چشمهای را در خود نهفته دارد؛ چشمهای جوشان و همیشه جاری که بهسانِ اشکِ دخترکی از تبار «مینا»، بر دامنِ بختیاری میچکد.
🔹این چشمهی زلال که در تمامِ فصول، رو به مهر و خورشید گشوده است، «چشمه بَرَروز» نام دارد؛ جانی جاری بر خاکی کهن، سرزمینی که از مهر و آفتاب، همواره لبریز بوده است.
🔹برای رسیدن به «چشمه بَرَروز»، باید از «تنگه زنگنه میلاس» و «اِشکفت زنگنه میلاس» گذر کرد، چراکه این دو گذرگاه، همچون دروازههای باستانی، اجازهی عبور به آن چشمهی مقدس را روا میدارند.
🔹«مِلِه بویی میلاس»، این کوه باصلابت، از فراز روستای باغ انار میلاس –که با نام دیرینِ «ده کَلگَه میلاس» خوانده میشد– سر برآورده و در کنار خواهر خود، «کوه زَرده میلاس»، همچون نگهبانی از جنسِ صخره و غرور، در برابر گذرِ زمان ایستاده است.
🔹 آنسوتر، «کوه زَردَه میلاس» در کنار «داربَلی میلاس» جلوهای از شکوهِ بلوطهای زاگرس را در خود جای داده است.
🔹 سایهسارِ آرامِ آن، گورستان کهنِ «ده بارسنی» را در برگرفته و همچون نگینی بر دامنِ تاریخِ این سرزمین میدرخشد.
🔹راهی که به سوی «کوه زرده میلاس» میگشاید، از چشمهی زلال «میلاس» در ژرفای «تنگه میلاس» آغاز میشود؛
مسیری که از «ده سَرتنگی میلاس» عبور میکند و در میان درختان بلوط و «گِچِل»های کهنسال، رهسپاران را به آغوش تاریخ و طبیعتِ زاگرس میبرد.
🔹در این مسیر، هیبتِ سرزمینِ میلاس، همچون افسانهای زنده، رخ مینماید؛ نغمهی خاموشِ مهرِ میترایی در جانِ سنگها پیچیده و آتشکدهای خاموش، نجواگرِ رازهای فراموششدهی این دیار است.
🔹در انتهای این راه، آنگاه که چشم بر «مُونگاسه میلاس» میدوزی، صدایی در باد، تو را به خویشتن فرامیخواند؛
صدایی از ژرفای تاریخ، از جانِ «وُرد میلاسی» که هویتِ این سرزمین در او تجلی یافته است.
✨ آن هنگام که کوه و دشت، پدر را آواز میدهند و صدای «پدر، پدر» در میان صخرهها میپیچد، در مییابی که میلاس، همچون مادری عاشق، فرزندانِ خویش را در آغوش دارد؛
🔹هماره بیدار، هماره جاویدان، هماره میلاس.
۲۲ اسفند ۱۴۰۳
محمدرضا فتاحی میلاسی
« گِچِل:بلوغی است که در انتظار آزادی و حیات است»